اعتراض اجتماعی، اگرچه ریشه در مطالبات واقعی دارد، اما همواره در معرض سوءاستفاده گروههایی است که نه دغدغه اصلاح دارند و نه نسبتی با خواست عمومی جامعه. در هر موج اعتراضی، یک واقعیت تلخ تکرار میشود، اوباش، سارقان و مجرمان حرفهای، خود را به صف معترضان میرسانند تا در هیاهوی جمعی، اهداف مجرمانه و خشونتبارشان را پیش ببرند. این گروهها نه معترضاند و نه منتقد؛ آنها بازیگران پنهان آشوبند. تجربههای گذشته نشان داده است همزمان با تمرکز پلیس بر تأمین امنیت معابر و مدیریت تجمعات، بخشی از سارقان به سراغ منازل میروند و بخشی دیگر که خطرناکترند، به میدان میآیند تا عقدههای انباشته شده خود را در قالب آتشافروزی، تخریب و شرارت تخلیه کنند.
اوباش، صرفاً به دنبال سرقت نیستند. آنها اعتراض را فرصتی برای «دیده شدن» میدانند؛ فرصتی برای نمایش خشونت، قدرتنمایی کاذب و انتقامگیری از جامعه و مدافعان امنیت. این افراد، اغلب چیزی برای از دست دادن ندارند؛ نه آبرو، نه آینده و نه حتی آزادی. زندان برایشان تهدید نیست، بلکه بخشی از زیست مجرمانهشان است. همین ویژگی، آنها را به خطرناکترین عنصر در دل تجمعات اعتراضی تبدیل میکند.
مسئله آنجاست که در فضای هیجانی اعتراض، تشخیص مرز میان منتقد اجتماعی و مجرم خشن کار سادهای نیست. هیجان جمعی، قدرت تفکیک را کاهش میدهد و دقیقاً در همین نقطه است که اوباش، خود را پشت مطالبات مردم پنهان میکنند. نتیجه این همنشینی ناخواسته، چیزی جز آسیب دیدن معترضان واقعی نیست؛ مردمی که آمدهاند صدایشان شنیده شود، نه آنکه قربانی شرارت و خشونت شوند.
در چنین شرایطی، مدافعان امنیت با مأموریتی چندلایه و دشوار روبهرو هستند؛ هم باید امنیت عمومی را حفظ کنند، هم از جان و مال مردم محافظت کنند و هم میان اعتراض و آشوب مرز بکشند. این مأموریت، بدون همراهی جامعه، بهمراتب سختتر میشود.
اینجاست که نقش شهروندان برجسته میشود. جامعهای که نسبت به نفوذ مجرمان بیتفاوت باشد، ناخواسته هزینه آن را خواهد پرداخت؛ از تخریب اموال عمومی گرفته تا ناامن شدن محلات و لکهدار شدن چهره اعتراض. شهروندان میتوانند با هوشیاری، فاصله گرفتن از عناصر خشونتطلب و اطلاعرسانی به پلیس، به همیاران واقعی امنیت تبدیل شوند و اجازه ندهند مطالبات اجتماعی به گروگان اوباش و مجرمان درآید.
اعتراض حق است، اما شرارت و آتشافروزی، تنها ویرانی به بار میآورد. جامعهای که مرز خود را با اوباش شفاف نکند، ناخواسته صدای خود را در هیاهوی جرم و خشونت گم خواهد کرد. امروز، دفاع از امنیت عمومی، نه در برابر مردم که در کنار مردم و علیه مجرمان معنا پیدا میکند.